سیاووش ها کشت افراسیاب،
ولیکن تکانی نخورد آب از آب!
دریغا ز رستم که در جوش نیست... .
«...»
حالا که آمده ای
قبول کن
جاده ها به جایی نمی رسند
این بار از مسیر رودخانه می رویم... .
«محمّدرضا عبدالملکیان - حالا که آمده ای»
جدایی من و تو، شگفت رفتن و ماندنی است؛
تو با آنکه می مانی، با من می آیی
و من با آنکه می روم، با تو می مانم!.
«شکسپیر - آنتونیوس و کلئوپاترا»
RSS